گل باغ آشنائ
گل باغ آشنائي
گل من پرنده اي باش و به باغ باد بگذر.
مه من شکوفه اي باش و به دشت آب بنشين.
گل باغ آشنائي
گل من کجا شکفتي
که نه سرو ميشناسد
نه چمن سراغ دارد.
نه کبوتري که پيغام تو آورد به بامي
نه بدست مست بادي گل آتشين جامي
نه بنفشه اي، نه بوئي، نه نسيم گفت و گوئي
نه کبوتران پيغام
نه باغهاي روشن
گل من ميان گلهاي کدام دشت خفتي
به کدام راه خواندي
به کدام راه رفتي
مه من
تو راز ما را به کدام ديو گفتي؟
که بريده ريشه مهر، شکسته شيشه دل
منم اين گياه تنها
به گلي اميد بسته...
همه شاخهها شکسته!
به اميدها نشستيم و به يادها شکفتيم
در آن سياه منزل
به هزار وعده مانديم
به يک فريب خفتيم .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۸۷ ساعت 8:30 توسط یاد
ترجمه آهنگهای ترکیه ای